عنوان پایان‌نامه

تمایز فردی انسان‌ها بعد از مرگ از منظر ابن‌سینا، ابن‌رشد و ملاصدرا



    دانشجو در تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۹۸ ، به راهنمایی ، پایان نامه با عنوان "تمایز فردی انسان‌ها بعد از مرگ از منظر ابن‌سینا، ابن‌رشد و ملاصدرا" را دفاع نموده است.


    استاد راهنما
    دکتر منیره پلنگی
    استاد مشاور
    دکتر زینت مبصری
    رشته تحصیلی
    فلسفه و حکمت اسلامی
    مقطع تحصیلی
    کارشناسی ارشد
    محل دفاع
    دانشگاه شهید مطهری (ره)
    شماره ساختمان محل ارائه
    ساختمان آموزش
    نام کلاس محل ارائه
    سالن کنفرانس
    تاریخ دفاع
    ۲۶ بهمن ۱۳۹۸

    چکیده

    در این پژوهش سعی شده تا نظر سه تن از فلاسفه اسلامی درباره‌ی تمایز فردی انسانها پس از مرگ بررسی شود. گذشته از برخی ملاک‌های تمایز فردی پس از مرگ که هرکدام به نحوی کنار گذاشته شدند، ابن‌سینا صراحتاً تمایز فردی انسان‌ها را به تعلقی که قبلاً در عالم طبیعی، به ماده و احوالاتش داشته‌اند، می‌داند که به نظر می‌رسد با از بین رفتن ماده، تمایز فردی حاصل از این ماده و احوالاتش، باقی نماند. گویی ملکات علمی و عملی بهترین ملاک برای تمایز فردی پس از مرگ محسوب می‌شوند؛ اما در همین مورد هم او در الإشارات و التنبیهات، بیشتر ملکات علمی را مؤثر در تمایز فردی انسان می‌داند، درحالیکه در المبدأ و المعاد، ملکات علمی و عملی را همراه با هم مؤثر می‌داند. همچنین با توجه به این مبنا از ابن‌سینا که او تنها مانع کسب معقولات، در برابر عقل فعال فیاض دائمی را، بدن مادی می‌داند، بنابراین با از بین رفتن این مانع پس از مرگ، تمامی معقولات برای تمامی افراد حاصل می‌شود و دیگر هیچ‌گونه تمایز فردی بین افراد باقی نخواهد ماند؛ اما او در المبدأ و المعاد، معتقد است مادامی‌که علقه‌ی به مادیات و هیئات رذیله در نفس‌اند، همچنان معقولات تماماً به او افاضه نمی‌شود؛ بنابراین شاید به نحوی بتوان سیر استکمالی پس از مرگ در فلسفه‌اش قائل شد. ابن‌رشد؛ اما با قائل شدن به نوعی هیولی و صورت برای مجردات تام در الشرح‌الکبیر، راه را برای تمایز فردی باز گذاشته است. به علاوه اینکه راه‌حل‌های دیگری از قبیل اینکه انسان‌ها را انواع منحصر در فرد بدانیم و...، وجود دارد. تمایز فردی در فلسفه‌ی ملاصدرا بسته به وجود خاص فرد است که بدنش، اعم از بدن مادی، مثالی یا اخروی، نحوه‌ی وجود خاص او را شکل می‌دهد. همچنین چون نفس و بدن در اندیشه‌ی او تعلق ذاتی دارند و به نحوی ملکات علمی و عملی فرد است که ابدان غیرمادی انسان را شکل می‌دهد. در نتیجه گویی تمایز فردی در فلسفه‌ی او به همین ابدانی است که هرچند از لحاظ معرفتی، همچنین وجودی، به آن‌ها نیاز نداشته باشد، اما به دلیل علقه‌ی ذاتی و قوام‌بخش بینشان تا آخرین مرحله‌ی سیر استکمالی نفس، همراه آن است و ملاک تمایز فردی انسان‌ها محسوب می‌شود.

    کلید واژهها: ملاکهای تمایز فردی، نفس و بدن، ماده، وجود، ملکات علمی و عملی، معاد روحانی و جسمانی، ابنسینا، ابنرشد، ملاصدرا.

    Abstract

    In this research try to analysis the point of view of three Islamic philosopher about human individual distinguish after death. Apart from some individual distinguish criterion that each of them puts away in a different way, Avicenna clearly relates human individual distinguish to their previous sense of belonging to material and its feature in natural world, it seems that when the material is demolished individual distinction which was created by that material, will not last. It is as if scientific and practical habits are considered as the best criterion for individual distinguish after death. But in this case (in his book Alesharat-Va-Attanbihat) he considers practical habits more influential in human individual distinction, while in his other book Almabdae-Valmaad he considers practical and scientific habits influential cooperatively. Also regarding to his idea which he assumes materialistic body the only obstacle to obtain intelligibles against permanent gracious active intellect, hence after this obstacle is demolished after death, all intelligibles for all people suddenly is obtain, and then not a single individual distinction will remain between people. But in his other book (Almabdaa-Va-Almaad) he believes as long as dependency upon material and vices attributes exist in soul, intelligibles will not fully awarded; So, it can be said the process of perfectibility will somehow continue even after death. Averroes in his book (Asharh_Alkabir) opens the way with the assumption that a kind of matter and form for total abstract. In addition, there are some other solutions such as supposing people as unique species. In Mulla Sadra philosophy individual distinguish is connected to particular existence of each individual that their body creates their particular existence including material, virtual or future body. Also, in his point of view since body and soul have inherent belonging, and that somehow practical and scientific habits creates his ethereal body. Therefore, in his philosophy individual distinction is those bodies that he may not need them epistemologically and ontologically, but the body exist alongside the soul till the last level of the perfectibility process of soul because of inherent and constitutive dependency between them and this is contemplated as human individual distinguish criterion.

    Key words: Individual distinguish criterion, Body and soul, Material, Existence, Practical and scientific habits, Spiritual and bodily resurrection, Avicenna, Averroes, Mulla Sadra.